بهترین مرجع لباس
کت وشلوار جدید مجلسی زنانه , کادو روز پدر , تصاویر. زیبا2015 , علایم عاشق شدن دخترا , هیوندا جنسیس 2015 , کد اهنگ پیشوازایرانسل بابک جهانبخش شاد , مدل مانتو جدید , فیلم و عکس , مبل استیل جدید , عکس همسر واقعی الهام حمیدی


 

عقب نشینیBBCوسپردن ریاست دفترتهران به یک ایرانی

 

جان لاین مسؤول دفتر سابق BBC World Service در تهران بود که پس از حوادث انتخابات به علت پوشش یکسویه اخبار توسط مقامات جمهوری اسلامی ایران اخراج شد.

فعالیت رسمی شبکه بی بی سی که با اخراج مدیر نمایندگی اش در ایران ، دچار تعلیق و وقفه شده بود با مشخص شدن رئیس جدید این دفتر در تهران ، مجدداً آغاز می شود.

جان لاین مسؤول دفتر سابق  BBC World Service در تهران بود که پس از حوادث انتخابات به علت پوشش  یکسویه اخبار توسط مقامات جمهوری اسلامی ایران اخراج شد.

یک منبع آگاه در این باره به خبرنگار عصرایران گفت: در پی اخراج جان لاین ، مسوولان ارشد بی بی سی در صدد بودند تا یک خبرنگار دیگر انگلیسی  را جایگزین وی در تهران کنند ولی با مذاکراتی که اخیرا بین مقامات اداره رسانه های خارجی وزارت افرهنگ و ارشاد اسلامی و شبکه جهانی بی بی سی صورت گرفت، سرانجام این شبکه با تغییراتی در ساختار مدیریت دفتر خود در تهران آغاز به کار کرد و مدیریت آن را  بر خلاف رویه ده سال گذشته ، به یک ایرانی سپرد.

بر اساس توافق طرفین ، هم اکنون محسن عسکری که در ده سال گذشته در دفتر بی بی سی به عنوان خبرنگار و تحلیلگر سیاسی مشغول به کار بوده است مسئولیت دفتر BBC World Service را به عهده دارد..../تحلیل:عصرایران



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ 2017-07-25 توسط best2


 

 

نمونه های زیر جدیدترین مدل لباس مجلسی است .امیدواریم مورد توجه شما کاربران گرامی قرار گیرد...

 

لباس شب

 

 

لباس شب

 

 

لباس شب

 

 

لباس شب

 

 

لباس شب

 

 

لباس شب

 

 

لباس شب

 

 

لباس شب

 

 

 

لباس شب

 

منبع:faramodel.com



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ 2017-07-22 توسط best2


 

حريف ايران مقابل شيلي شکست خورد

 

تيم ملي فوتبال امارات شنبه شب در ديداري تدارکاتي مقابل شيلي تن به شکست داد.

تیم فوتبال امارات که در رقابت های جام ملت های 2011 آسیا با تیم ملی ایران، کره شمالی و عراق همگروه است، دیشب در دیداری دوستانه در ورزشگاه 60 هزار نفری زاید ابوظبی با نتیجه 2 بر صفر شکست خورد. گل های شیلی در این دیدار را سرسدا (6 - پنالتی) و مورالس (37) به ثمر رساندند.

در سایر دیدارهای تدارکاتی دیشب نتایج زیر حاصل شد:

* پاناما یک - السالوادور صفر

* نیوزلند یک - هندوراس یک

* استرالیا یک - پاراگوئه صفر

* تایوان 7 - ماکائو یک

* عربستان سعودی 4 - ازبکستان صفر



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ 2017-07-20 توسط best2


 

 

 

سایت جهان نیوز در خبری مدعی شد: فرزند و همسر این شهیدان پس از تذکر نیروهای امنیتی، با آنها درگیر شدند و شروع به فحاشی و ضرب و شتم نیروهای امنیتی کردند و فرزند شهید باکری سیلی به گوش یکی از این افراد می زند.

به گزارش جهان، این رسانه ها بجای بیان اصل واقعه تلاش می کنند اخبار نادرستی از این ماجرا ارائه کنند و به دنبال مظلوم نمائی از اعضای منتسب به خانواده شهیدان باکری و همت هستند.

در همین رابطه یک منبع آگاه گفت: چند روز پیش اعضای این خانواده قصد داشتند با موسوی دیدار کنند که شرایط آنروز برای این دیدار به دلایل امنیتی مناسب نبود و همین موضوع نیز به آنها تذکر داده شد.

وی ادامه داد: فرزند و همسر این شهیدان پس از تذکر نیروهای امنیتی، با آنها درگیر شدند و شروع به فحاشی و ضرب و شتم نیروهای امنیتی کردند و فرزند شهید باکری سیلی به گوش یکی از این افراد می زند.

این درحالی است که پس از این برخورد نیز بازهم نیرهای انتظامی و امنیتی کمترین برخورد نادرستی را انجام نمی دهند و با آرامش وظیفه قانونی اشان را انجام می دهند..../تحلیل:عصرایران



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ 2017-07-18 توسط best2


 

 

گوشی های پرفروش

 

 

XpressMusic ۵۸۰۰ نوکیا، vivaz Pro سونی اریکسون، GW۳۰۰ ال جی وDesire اچ تی سی به عنوان گوشی های خوش فروش در هفته گذشته معرفی شدند.

گوشی XpressMusic ۵۸۰۰ نوکیا که با بهای ۲۶۵ هزار تومان به فروش رسید، مورد تقاضای بیشتر علاقه مندان این برند قرار گرفت. ۶۷۰۰ کلاسیک، ۶۷۶۰ اسلاید، ۵۵۳۰ و C۵ از دیگر پرفروش ترین مدل های نوکیا در بازار بودند که با بهای فروش ۲۳۰ ، ۲۱۰ ، ۱۸۵ و ۱۶۵ هزار تومانی در اختیار مشتریان قرار گرفت.

فروشندگان گوشی های سونی اریکسون دو مدل vivaz Pro و W۵۰۸ این برند را به عنوان پرفروش ترین های هفته گذشته معرفی و قیمت این دو را به ترتیب ۳۹۶ و ۱۶۸ هزار تومان اعلام کردند.

C۹۰۵، W۷۰۵ و X۱۰ mini از دیگر مدل های سونی اریکسون به شمار آمد که با قیمت ۲۱۰، ۲۰۰ و ۳۱۰ هزار تومانی در بازار به فروش رسید. فروشندگان گوشی های ال جی سه مدل GW۳۰۰، KC۵۵۰ و GD۳۵۰ را به عنوان مدل های خوش فروش این برند در هفته گذشته معرفی و قیمت آنها را به ترتیب ۱۶۴، ۱۳۰ و ۱۱۰ هزار تومان اعلام کردند. از مشخصات فنی گوشی GW۳۰۰ می توان به مدل صفحه نمایش ۴/۲ اینچی TFT ، ارتقای حافظه داخلی تا ۱۶ گیگابایتی و دوربین دو مگاپیکسلی اشاره کرد. صفحه نمایش TFT با قابلیت نمایش ۲۵۶ هزار رنگ، قابلیت ارتقا تا چهار گیگابایت و دوربین عکاسی و فیلمبرداری دو مگاپیکسلی از ویژگی های گوشی کشویی KC۵۵۰ ال جی به شمار می آید. گوشی GD۳۵۰ ال جی دارای صفحه نمایش TFT، حافظه داخلی ۵۱۲ مگابایتی و دوربین عکاسی و فیلمبرداری دو مگاپیکسلی است.

سه مدل گوشی Desire ، LEGEND و HD MINI که با قیمت۵۴۰، ۶۷۰ و ۴۳۵ هزار تومانی به فروش رسیدند در هفته گذشته از فروش بالایی در بازار برخوردار شدند. گوشی Desire اچ تی سی که به تازگی وارد بازار تلفن همراه شده از امکاناتی چون صفحه نمایش AMOLED لمسی ۷/۳ اینچی، دوربین عکاسی و فیلمبرداری پنج مگاپیکسلی، ارتقای حافظه داخلی توسط مموری کارت microsd تا ۳۲ گیگابایت و سیستم عامل آندرویید بهره می برد.

صفحه نمایش لمسی ۲/۳ اینچی AMOLED، جک صوتی ۵/۳ میلیمتری، دوربین عکاسی و فیلمبرداری پنج مگاپیکسلی و ارتقای حافظه داخلی توسط مموری کارت microsd تا ۳۲ گیگابات از امکانات گوشی LEGEND و صفحه نمایش لمسی ۲/۳ اینچی AMOLED مولتی تاچ، دوربین عکاسی و فیلمبرداری پنج مگاپیکسلی، سیستم عامل ویندوز موبایل ۵/۶ و ارتقای حافظه داخلی تا ۳۲ گیگابایت از ویژگی های HD MINI اچ تی سی به شمار می آید..../تحلیل:دنیای اقتصاد



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ 2017-07-15 توسط best2


 

 

نکته های جالب و خواندنی در مورد جن

 

1- جن جانوریست دارای شعور؛ و فیزیکی غیر ارگانیک ؛ که از لحاظ شان وجودی ؛ از دید ادیان پایینتر از انسان و بالاتر از حیوان جای می گیرد .در فرهنگ فارسی به آن دیو و در فرهنگ عرب به آن جن و در فرهنگ لاتین demon یا jinn نام گرفته است. جن به معنای چیزی است که؛ پوشیده شده ؛و منظور پوشیده ماندن او از حواس ماست.

 

۲- خصوصیات فیزیکی جن از دید انسان؛ اعجاب آور است. عنصر اصلی وجودی جن آتش است وبه علت نداشتن عنصر خاک ؛در وجودش مانند بارباپاپا ؛می تواند به هر شکل و اندازه ای تبدیل شود. و بسیاری از چیزها را در یک آن ؛جا به جا کند .همچنین سرعت نقل مکان بسیار بالایی دارد. می تواند مثلا ظرف ۵ دقیقه فاصله بین لاهور و تهران را طی کرده و برگردد.

 

۳- جن ابزار ساز نیست ؛ وبه علت خصوصیات فیزیکی منحصر بفرد ؛قادر است در هر مکان و شرایطی زندگی کند ؛وبرای همین به خانه و مسکن نیازی ندارد. زیرا سرما و گرما و باد و بوران بر او کارگر نیست .جن به وسایل حمل و نقل بی نیاز است ؛ و از اینجا می توان فهمید که جن ها دارای صنعت و تکنولوژی نیستند ؛ و شهر و کاشانه ای ندارند مکان معمول زندگی آنها کوه وجنگل و دشت است.

 

۴- جن مانند همه جانداران غذا مصرف می کند . اما به مقداری بسیار کمتر از انسان.

 

۵- جن ها مثل انسان جنسیت ونر یا ماده دارند . تولید مثل می کنند و تشکیل خانواده می دهند ؛ و به صورت جماعت زندگی می کنند و جامعه ندارند.

 

6- جن نسبت به انسان زیاد عمر می کند . حدود ۱۰۰۰ سال به بالا .جن هایی که در سوره ی جن از آنها نام برده شده ؛ که وقتی اولین بار آیات قرآن را شنیدند ؛ از شدت ازدحام داشتند بر سر هم خراب می شدند ؛ احتمالا هنوز زنده اند . جن ها مانند انسان داناونادان ؛ .فرمانده و فرمانبردار ؛ ارباب و بنده ؛ کافر و متدین ؛ شفیق و شرور دارند.وقتی که مردند از بین میروند و نیازی به قبر و گورستان ندارند.

 

۷- جن دارای عقل است . اما نه عقل ابزار ساز و عقل فلسفی و خلاقیت هنری .عقل جن به معنای قوه ی ارزیابی امور روزمره یا همان عقل معاش ؛ و قوه تشخیص است ؛ به اضافه هوشی سرشار ؛ اعم از قدرت خواندن فکر و جستجو و یافتن گذشته و آینده.

 

۸- جن ها مانند انسان نامگذاری می شوند ؛ و دارای اسم و رسم و شهرت هستند دارای زبان خاص ؛ و قوه تکلم هستند و قادر به فهم زبان آدمیان.

 

۹- معروف ترین جن ؛ ابلیس ؛ یا همان شیطان نام دارد ؛ که وصف حال او را شنیده اید ؛ که چون بسیار در قرب به حق کوشید به جایگاه فرشته های مقرب رسید ؛ اما چون حاضر به سجده بر انسان ؛ یعنی شریک قرار دادن بر خدا نشد از درگاه رانده شد.

 

۱۰- جن در شرایطی قادر به تسخیر انسان ؛ و انسان در شرایطی ؛ قادر به تسخیر جن است . انسان مسخر شده را مجنون؛ یا دیوانه ؛یا دیو زده ؛ و جن تسخیر شده را ؛موکل می نامند. گویند خود جنیان بر سه قسمند: دیو.؛جن وپری ؛که از لحاظ مکانی ؛ مادون فرشته هستند.

 

۱۱- جن می تواند در مواردی تربیت شده ؛ به انسان خدمت کند. چنین سنتی در میان جنگیران ایران و پاکستان وهند وجود دارد . اما به طور کل ؛ نه بودا ؛ نه دالای لاما ؛ نه اولیا الله ؛ و نه عرفا و نه پیامبران هیچکدام ؛به مدد خواستن از موجوداتی که مثل انسان ؛خطا و اشتباه و گناه می کنند ؛توصیه نکرده اند اما همگی؛ وجود آنها را تایید کرده اند .

 

۱۲- جنیان مانند امواج رادیویی و ماهواره ای ؛با ما هستند ظاهر نمی شوند ؛اما حاضرمی شوند و بعضی از انها ؛درخانه ها و بدن شخصیت های ضعیف ؛رفت و آمد می کنند. یکی از راه های دور کردن جنهای مزاحم ؛خواندن و آویختن ۴ آیه از قران است ؛ که با قل شروع می شوند . و بسیاری ادعیه ؛که درکتب مختلف وجود دارند.اماراه دورکردن انسان شرورچیست!؟

 

۱۳- جن ها ؛ بعضی از ما را؛ به شکل همزاد و غیر همزاد دوست دارند؛ کمکمان می کنند ؛همینطور جواهرات و اشیای قیمتی ما ؛ازجمله انگشترهایی با نگین سنگ (مخصوصا عقیق)را بسیار دوست دارند (ومخصوصا اگر بر آن آیات و اوراد حک شده باشند) .اگر دوستمان داشته باشندو سخنی باماداشته باشند ؛بیشتربه خوابمان می ایند و دلسوزی خود را اعلام می کنند .خیلی ازآنها خدمتگذار ارواح اولیا هستند و دست ماراگرفته اندو خیلی ها هم به کرداراکثرآدمیان اهل شیطنت.بیشتر آنها بی ضررند و مثل ما گرفتار این دنیا و درگیر و دار تقدیر خویشند.

 

۱۴- اما آنان که ماورای طبیعت ؛ و موجوداتش را باور ندارند؛ چند دسته اند :کسانی که انچه که نمی بینند را باور ندارند . اینها معمولا فقط آنتی تزقصه های جن وپری مادربزرگ ها هستند؛ که حتی زحمت دانستن کوچک ترین اطلاعاتی جز نقد داستان گرمابه های تاریک وکوتوله های پاسمی و عروسی جن ها رابه خودشان نداده اند. این تیپ آدمها از ۷ سالگی که مادر بزرگه داستان های جن وپری را برای ترساندن و خواب کردنشان تعریف می کرده ؛هنوز زیر لحاف هستند.و یا اینکه هارد دیسک کوچکشان از مسئله پر شده و دیگر تاب و یارای درک و پذیرش راز را ندارند.مثل من چهارتا کتاب خوانده اند و تمام ماجرا را در همان چهارتا دیده اند.و گروهی که پوچ یا ابسورد هستند: کسانی که خویش را منکرند چه رسد به ماورای خویش . و گروه آخر کسانی که جنها ؛ دستشان می اندازند و در مجالس احضار ارواح ؛در نقش یک روح برایشان شیرین کاری می کنند ؛تا فردا در مدح روح ؛کتاب چاپ کنند و جایزه بگیرند.
جن برای انسان ؛ از انسان خطرناک تر نیست . همانطور که انسان برای کوسه ؛ از کوسه خطرناک تر است!(در تاریخ بشر حتی یک مورد مرگ انسان به دست جن گزارش نشده در حالی که فقط در دوره حکومت استالین ۳۵ میلیون روس به قتل رسیدند آمار کشتار جنگ های مذهبی صلیبی و جنگ های جهانی و قومی و قبیله ای پیش کش) در حقیقت هیچ چیز ؛ هراس ناک تر و هوس ناک تر از انسان نیست ؛ که به قول توماس هابز :انسان گرگ انسان است.

 

۱۵- در کل؛ و بدون در نظر گرفتن موارد خاص ؛ آنها به ما کاری ندارند .ماهم به آنها کاری نداریم ازدود و دم و سر و صداهای شهر و بوی فاضلاب و ...... فراریند .مثل ما کار و مکافات دارند. و دست آخر اینکه ؛به عقیده من: با تمام این اوصاف ؛تفاوت اساسی با ما ندارند زیرا که : آنها هم رنج می کشند.




ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ 2017-07-13 توسط best2


ترجمه فارسی صحیفه سجادیه

و كان من‌ دعائه عليه السلام اذا اعتدى عليه او‌ راى من‌ الظالمين ما‌ لا‌ يحب دعاى چهاردهم كه‌ حضرت سيدالساجدين مواظبت مى فرموده اند در‌ هنگامى كه‌ تجاوز مى نمود ظلم ظالمى بر‌ او‌ يا‌ مى ديد از‌ ظالمى آنچه خوش نمى آمد او‌ را‌ از‌ او.
«يا من‌ لا‌ يخفى عليه انباء المتظلمين». انباء- بفتح الهمزه ‌و‌ سكون النون ‌و‌ الباء الموحده- جمع النبا بمعنى الخبر. سمى النبى نبيا لانه انبا عن الله تعالى، اى: اخبر. ‌و‌ التظلم: شكوى المظلوم عند من‌ ينصف له من‌ ظالمه. يعنى: اى آنكه پوشيده نيست بر‌ او‌ خبرهاى شكوه كنندگان مظلومان ‌و‌ ناليدن ايشان از‌ بيداد ستمگران.
«و يا‌ من‌ لا‌ يحتاج فى قصصهم الى شهادات الشاهدين». القصص بكسر القاف جمع القصه، ‌و‌ بالفتح اسم وضع موضع المصدر. يقال: قص عليه الخبر قصصا. ‌و‌ الاسم: القصص- بالفتح. قاله فى الصحاح. ‌و‌ روى فى هذا المقام كلا الوجهين.
و اى آنكه (او را) احتياج نيست در‌ حكايت حال ايشان به‌ گواهى دادن گواهان.
«و يا‌ من‌ قربت نصرته من‌ المظلومين». ‌و‌ اى آنكه نزديك است نصرت ‌و‌ مددكارى او‌ به‌ ستم رسيدگان.
«و يا‌ من‌ بعد عونه عن الظالمين». البعد ضد القرب. ‌و‌ ليس المراد هنا معناه الحقيقى بل المعنى المجازى ‌و‌ هو نفى العون، اى: عدم عونه. (يعنى:) ‌و‌ اى آنكه دور است مددكارى او‌ از‌ ستم كنندگان.
«قد علمت- يا‌ الهى- ما‌ نالنى من‌ فلان بن‌ فلان». به‌ تحقيق كه‌ دانسته اى- اى خداوند من- آنچه رسيد به‌ من‌ از‌ فلان بن‌ فلان. يعنى نام ظالم را‌ با‌ پدرش ياد آورد در‌ حين خواندن دعا. «مما حظرت عليه». اى: منعت ‌و‌ حرمت. ‌و‌ المحظور: خلاف المباح. (يعنى:) از‌ آنچه حرام كرده اى بر‌ او- كه‌ ‌آن ظلم ‌و‌ تعدى است. «و انتهكه منى مما حجزت عليه». النهك: المبالغه فى كل‌ شى ء من‌ اتلاف ‌و‌ شتم عرض ‌و‌ عقوبه. ‌و‌ ضمن حجزت معنى حرمت. انتهاك الحرمه تناولها بما لا‌ يحل. ‌و‌ «حجزت» بحاء مهمله ‌و‌ جيم ‌و‌ زاى معجمه- بمعنى منعت. يقال: حجزه
يحجزه حجزا، اى: منعه فانحجز. ‌و‌ شيخ كفعمى «حجرت». به‌ راى مهمله مكان زاى معجمه روايت كرده بمعنى حرمت ‌و‌ منعت ايضا. ‌و‌ منه: «حجرا محجورا». (يعنى:) ‌و‌ بى حرمتى نموده به‌ من‌ از‌ آنچه حرام ساخته اى بر‌ او‌ ‌و‌ منع نموده اى. «بطرا فى نعمتك عنده». البطر: الطغيان عند النعمه ‌و‌ طول الغناء. ‌و‌ قيل: ان‌ يتجبر عند الحق فلا يراه حقا. ‌و‌ قيل: هو ان‌ يتكبر عن الحق ‌و‌ لا‌ يقبله. كذا فى النهايه الاثيريه. يعنى: آنچه به‌ من‌ رسانيد از‌ هتك حرمت ‌و‌ تعدى ‌و‌ ظلم از‌ جهت طغيانى است كه‌ حاصل شده او‌ را‌ از‌ غنا ‌و‌ نعمتى كه‌ توراست نزد او. «و اغترارا بنكيرك عليه». افتعال من‌ الغره- بالكسر- بمعنى الغفله. ‌و‌ الباء بمعنى عن. ‌و‌ النكير اسم مصدر تنكر، تغير عن حال تسرك الى حال تكرهها. ‌و‌ الحاصل انه يتوهم انك لا‌ تنكر عليه. انتهك فى عرضى ‌و‌ بالغ فى شتمى. (يعنى:) ‌و‌ از‌ جهت غفلتى است كه‌ حاصل شده از‌ انكار تو‌ بر‌ او. ‌و‌ در‌ بعضى نسخ: «بتاخير نكيرك» يعنى: اين غفلت ‌و‌ غره شدن او‌ به‌ سبب تاخير انكار تو‌ است بر‌ او.
«اللهم فصل على محمد ‌و‌ آله، ‌و‌ خذ ظالمى ‌و‌ عدوى عن ظلمى بقوتك». بار خدايا، (پس) رحمت فرست بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او، ‌و‌ بگير بيداد كننده ‌ى‌ بر‌ من‌ ‌و‌ دشمن مرا از‌ بيدادى كه‌ به‌ من‌ كرده، به‌ قوت ‌و‌ توانايى خود كه‌ او‌ را‌ مهلت ندهد.
«و افلل حده عنى بقدرتك». يقال: فل يفل- بالضم- فانفل، اى: كسره فانكسر. ‌و‌ حد الرجل: باسه، اى: شدته ‌و‌ صلابته. ماخوذ من‌ حد السيف. (يعنى:) ‌و‌ بشكن شدت ‌و‌ سختى او‌ را‌ از‌ من‌ به‌ قدرت خود. «و اجعل له شغلا فيما يليه، ‌و‌ عجزا عما يناويه». ناواه: عاداه. ‌و‌ اصله الهمزه لانه من‌ النوء بمعنى النهوض. يقال: ناواه، اى: ناهضه ‌و‌ عاداه. ‌و‌ يقال: اذا ناوات الرجال فاصبر. يعنى: ‌و‌ بگردان از‌ براى او‌ شغلى در‌ آنچه در‌ پهلوى او‌ باشد از‌ كارهاى خودش ‌و‌ عجز از‌ آنچه قيام به‌ او‌ مى نمايد از‌ خصومت ‌و‌ دشمنى.
«اللهم ‌و‌ صل على محمد ‌و‌ آله ‌و‌ لا‌ تسوغ له ظلمى». بار خدايا، رحمت فرست بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ تجويز مكن از‌ براى او‌ ظلم ‌و‌ بيداد كردن او‌ مرا. «و احسن عليه عونى». ‌و‌ نيكو گردان بر‌ او‌ يارى كردن مرا. «و اعصمنى من‌ مثل افعاله». ‌و‌ نگاه دار مرا از‌ مثل كردارهاى او. «و لا‌ تجعلنى فى مثل حاله». ‌و‌ مگردان مرا در‌ مانند حال او- از‌ ظلم ‌و‌ بيداد.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ اعدنى عليه عدوى حاضره تكون من‌ غيظى
به شفاء ‌و‌ من‌ حنقى عليه وفاء». «اعد» على صيغه الامر من‌ اعدى يعدى. يقال: استعدى فلان الامير على من‌ ظلمه، اى: استعان به، فاعداه الامير عليه، اى: اعانه ‌و‌ نصره. ‌و‌ منه: فمن رجل يعدينى. ‌و‌ العدوى: اسم تاره من‌ الاستعداء ‌و‌ اخرى من‌ الاعداء. فعلى الاول طلب المعونه ‌و‌ الانتقام. ‌و‌ على الثانى المعونه نفسها، كما هاهنا فى قوله عليه السلام: «عدوى حاضره» ‌و‌ منه قولهم: اعدى فلان عند القاضى ‌و‌ اراد منه عدوى، اى: نصره ‌و‌ معونه على احضار الخصم، فهو يعديه، اى: يسمع كلامه ‌و‌ يامر باحضار خصمه له. قاله فى المغرب. ‌و‌ كذا ما‌ روى ان‌ امراه وليد بن‌ عقبه استعدت فاعطاها رسول الله هديه من‌ ثوبه كهيئه العدوى. اى: كما يعطى القاضى الخاتم او‌ الطينه ليكون علامه فى احضار المطلوب. ‌و‌ الغيظ: غضب كامن للعاجز. ‌و‌ الحنق- بالحاء المهمله ‌و‌ التحريك-: الغيظ ‌و‌ الحقد. يعنى: بار خدايا، افاضه ‌ى‌ خير ‌و‌ كمال كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ يارى ده‌ مرا بر‌ او‌ يارى دادنى حاضر كه‌ شفا يابد خشم من‌ از‌ او‌ ‌و‌ غضب من‌ فرونشيند ‌و‌ وافى باشد بر‌ كينه ‌و‌ انتقام من‌ از‌ او. ‌و‌ در‌ بعضى نسخ به‌ جاى «حنقى»، «حقى» آمده ‌و‌ به‌ جاى «وفاء»، «وقاء» به‌ قاف. يعنى: حق مرا نگاه دارد.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ عوضنى من‌ ظلمه لى عفوك. ‌و‌ ابدله بسوء صنيعه بى رحمتك». «و ابدله»، اى: اره رحمتك اياى بدلا لسوء فعله القبيح لى.
يعنى: بار خدايا، رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ عوض كن از‌ براى من‌ از‌ بيداد ‌و‌ ظلم او‌ عفو خود را. ‌و‌ بدل كن به‌ بدكردارى او‌ به‌ من‌ رحمت خود را. «فكل مكروه جلل دون سخطك، ‌و‌ كل‌ مرزئه سواء مع موجدتك». الجلل هنا بمعنى الحقير. ‌و‌ الجلل ايضا الامر العظيم. فهو من‌ الاضداد. ‌و‌ السخط- بالتحريك- ‌و‌ السخط- بوزن القفل-: ضد الرضا. ‌و‌ قد وردت الروايه بهما. ‌و‌ المرزئه بضم الميم ‌و‌ كسر الزاى ‌و‌ الهمزه من‌ باب الافعال، من‌ الرزء بالضم- بمعنى النقص. ‌و‌ فى نسخه الشيخ الشهيد بفتح الميم ‌و‌ كسر الزاى بمعنى المصيبه. اى: كل‌ مصيبه عدل مع غضبك. رزاه رزءا: اصاب منه خيرا. ‌و‌ ساءه سوءا ‌و‌ سواء: فعل به‌ ما‌ يكره. ‌و‌ وجد عليه موجده: غضب. فالتقدير: ‌و‌ كل‌ اصابه خير سواء مع غضبك. ‌و‌ الموجده: حاله دون الغضب ‌و‌ فوق العتب. ‌و‌ العتب ادنى الغضب ‌و‌ السخط فوق ذلك. اى: كل‌ مصيبه عدل مع غضبك. ‌و‌ فى روايه ابن ادريس: «شوى» مكان «سواء» بالشين المكسوره ‌و‌ الواو المفتوحه، اى: شى ء هين يسير. يعنى: زيرا كه‌ هر‌ مكروهى كه‌ هست حقير است ‌و‌ هر‌ رسيدن به‌ خيرى ناخوشى است با‌ غضب تو.
«اللهم فكما كرهت الى ان‌ اظلم، فقنى من‌ ان‌ اظلم». «كرهت»- بالتشديد- من: كرهت اليه الشى ء تكريها: ضد حببته اليه. ‌و‌ «اظلم» الاول بفتح الهمزه ‌و‌ كسر اللام، على صيغه المتكلم بالبناء على المعلوم، ‌و‌ الثانى بضم الهمزه ‌و‌ فتح اللام بصيغه المتكلم على البناء للمجهول. يعنى: بار خدايا، همچنانكه ناخوش دارى از‌ اينكه من‌ بيداد كنم ‌و‌ ظالم باشم، پس‌ نگاه دار مرا از‌ اينكه بر‌ من‌ بيداد كنند ‌و‌ مظلوم باشم.
«اللهم لا‌ اشكوا الى احد سواك». اى: انما اشكو اليك. ‌و‌ اثبات الالف بعد الواو بحسب رسم الخط فى نظائر ذلك فى القرآن الكريم ‌و‌ فى الصحيفه المكرمه من‌ حيث التشبيه بواو الجمع تنبيها على اعتبار تكرير اشكو مثلا ‌و‌ تكثيره على سياق ما‌ قاله المفسرون فى علامه الجمع فى (رب ارجعون) ‌و‌ فى (ن ‌و‌ القلم ‌و‌ ما‌ يسطرون). كذا افيد. يعنى: بار خدايا، شكوه نمى كنم به‌ هيچ كس سواى تو. «و لا‌ استعين بحاكم غيرك حاشاك». ‌و‌ يارى نمى جويم به‌ حاكمى غير از‌ تو. «حاشاك» يا‌ كلمه ‌ى‌ استثناست به‌ معنى «الا انت» ‌و‌ تاكيد «غيرك» مى كند ‌و‌ تكرار از‌ باب تاكيد ‌و‌ اختلاف لفظ است، يا‌ كلمه ‌ى‌ تنزيه است به‌ معنى «سبحانك»، اى: انزهك عن امكان ان‌ يتصور للمستعين حاكم غيرك. «فصل على محمد ‌و‌ آله، وصل دعائى بالاجابه، ‌و‌ اقرن شكايتى بالتغيير». پس‌ رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او، ‌و‌ برسان دعاى مرا به‌ اجابت، ‌و‌ مقرون ساز شكوه ‌ى‌ مرا به‌ تغيير. يعنى سببى بساز كه‌ رفع شكوه ‌ى‌ من‌ بشود.
«اللهم لا‌ تفتنى بالقنوط من‌ انصافك. ‌و‌ لا‌ تفتنه بالامن من‌ انكارك». قوله عليه السلام: «لا تفتنى»، اى: لا‌ توقعنى فى الفتنه بالقنوط. الفتنه: الاختبار ‌و‌ الامتحان. يقال: فتنت الذهب، اذا ادخلته النار لتنظر ما‌ جودته. اى: لا‌ تبتلنى. ‌و‌ القنوط: الياس. ‌و‌ انصف الرجل: عدل. يقال: انصف من‌ نفسه.
يمكن ان‌ يقال: الانكار هنا بمعنى السخط مجازا. اذ هو حقيقه فى الجهل ‌و‌ النكر ‌و‌ فى الصعوبه. يعنى: بار خدايا، مبتلا مساز مرا به‌ نااميدى از‌ دادخواهى خود از‌ ‌آن كسى كه‌ ظلم نموده بر‌ من. ‌و‌ مبتلا مساز ظالم را‌ به‌ ايمنى از‌ غضب خود. «فيصر على ظلمى، ‌و‌ يحاصرنى بحقى». قوله عليه السلام- «يحاصرنى»- بالحاء ‌و‌ الصاد المهملتين اى: يمانعنى ‌و‌ يضايقنى. ‌و‌ الحصر: المنع ‌و‌ التضيق. يقال: احصره المرض: منعه. ‌و‌ من‌ قرا: «يخاضرنى»- بالخاء ‌و‌ الضاد المعجمتين- فمعناه: يذهب بحقى مجانا. ‌و‌ ذهب دمه خضرا، اى: هدرا. قاله الجوهرى. او‌ من‌ المحاضره- بالحاء المهمله ‌و‌ الضاد المعجمه- ‌و‌ هى ان‌ يغالبك على حقك فيغلبك ‌و‌ يذهب به. (يعنى:) پس‌ مصر مى شود ‌و‌ سخت مى ايستد بر‌ بيداد كردن بر‌ من‌ ‌و‌ منع مى كند مرا از‌ حق من- يا: مى برد حق مرا رايگان بى عوض. «و عرفه عما قليل ما‌ اوعدت الظالمين. ‌و‌ عرفنى ما‌ وعدت فى اجابه المضطرين». عما قليل، اى: عن زمان قليل. ‌و‌ الايعاد يستعمل فى الشر. ‌و‌ الوعد يستعمل فى الخير ‌و‌ الشر. (يعنى:) ‌و‌ بشناسان ‌و‌ مجازات ‌و‌ مكافات ده‌ او‌ را‌ از‌ زمان قليل- يعنى اندك وقتى- آنچه بيم داده اى ظالمان را‌ از‌ عقوبات ‌و‌ عذابها- چنانچه قرآن كريم از‌ ‌آن مملو است. ‌و‌ بشناسان ‌و‌ مجازات ده‌ مرا از‌ آنچه وعده داده اى از‌ اجابت كردن دعاى مضطرين. حيث قلت: «امن يجيب المضطر اذا دعاه».
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ وفقنى لقبول ما‌ قضيت لى ‌و‌ على». «لى»، اى: لانتفاعى. ‌و‌ «على»، اى: لاضرارى. (يعنى:) بار خدايا، رحمت فرست بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ توفيق ده‌ مرا به‌ قبول كردن ‌و‌ پذيرفتن ‌و‌ ثواب دادن آنچه قضا كرده اى از‌ براى انتفاع من‌ از‌ اعمال صالحه ‌و‌ بر‌ من- يعنى اضرار بر‌ من- از‌ امور شاقه ‌و‌ بليات نازله. «و رضنى بما اخذت لى ‌و‌ منى». «رض» فعل امر من‌ رضيته- بالتشديد- تفعيل من‌ الرضا. يقال: رضيته فرضى. اى: اجعلنى راضيا. يعنى: ‌و‌ خشنود گردان مرا به‌ آنچه گرفته اى از‌ براى من- از‌ ظالمان- ‌و‌ از‌ من‌ - به‌ جهه ظالمان، بنابر مصلحتى از‌ مصالح. «و اهدنى للتى هى اقوم». اى: للحاله او‌ الطريقه التى هى اقوم الحالات او‌ الطرق. (يعنى:) ‌و‌ راه نماى مرا به‌ حالتى ‌و‌ راهى كه‌ ‌آن راست ترين راههاست- از‌ طريق اوامر ‌و‌ نواهى خود. «و استعملنى بما هو اسلم». اى: اجعلنى عاملا. يعنى: به‌ كار دار مرا به‌ آنچه سالمتر باشد به‌ رسيدن به‌ اوامر تو‌ ‌و‌ بازايستادن از‌ نواهى تو.
«اللهم ‌و‌ ان‌ كانت الخيره لى عندك فى تاخير الاخذ لى ‌و‌ ترك الانتقام ممن ظلمنى الى يوم الفصل ‌و‌ مجمع الخصم، فصل على محمد ‌و‌ آله». الخيره بكسر الخاء المعجمه ‌و‌ سكون الياء المثناه من‌ تحت بوزن الميره- على ما‌ هو المروى من‌ الشهيد رحمه الله- الاسم من‌ قولك: خار الله لك فى هذا الامر،
او بكسر الخاء المعجمه ‌و‌ الياء المثناه التحتانيه ‌و‌ الراء المفتوحتين بوزن العنبه- كما هو فى الاصل- الاسم من‌ قولك: اختاره الله. ‌و‌ يوم الفصل: يوم القيامه. لان فى ذلك اليوم يفصل الحق عن الباطل ‌و‌ المومن عن الكافر ‌و‌ المطيع عن العاصى. (يعنى:) بار خدايا، اگر خير من‌ ‌و‌ نيكويى من‌ نزديك تو‌ در‌ ترك گرفتن حق من‌ از‌ ظالم من‌ ‌و‌ دست بازداشتن از‌ كينه كشيدن باشد از‌ ‌آن كس كه‌ به‌ من‌ ظلم ‌و‌ بيداد كرده است تا‌ روز قيامت كه‌ در‌ ‌آن روز فصل ميان حق ‌و‌ باطل ‌و‌ مطيع ‌و‌ عاصى مى شود ‌و‌ محل اجتماع خصماست ‌و‌ خصومت خصما در‌ ‌آن روز فيصل مى يابد، پس‌ رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. «و ايدنى منك بنيه صادقه ‌و‌ صبر دائم». ايدنى، اى: قونى. من: ايدته تاييدا، اى: قويته. ‌و‌ النيه، قال الراغب: النيه يكون مصدرا او‌ اسما من‌ نويت. ‌و‌ هى لغه توجه القلب نحو العمل. ‌و‌ شرعا هى الاراده المتوجهه نحو الفعل ابتغاء لوجه الله تعالى ‌و‌ امتثالا لحكمه. تاييد، تقويتى است از‌ جانب خداى تعالى مشتق است از‌ ايد به‌ معنى قوت. ‌و‌ نيت را‌ معنى قصد است. ‌و‌ قصد واسطه اى است ميان علم ‌و‌ عمل. چه، اول تا‌ نداند كه‌ كارى كردنى است، قصد كردن ‌آن كار نكند، ‌و‌ تا‌ قصد نكند ‌آن كار از‌ وى حاصل نشود. ‌و‌ صدق راستى است. ‌و‌ صبر حبس نفس است از‌ جزع به‌ وقت وقوع مكروه، چنانچه سابقا ذكر ‌آن رفت. يعنى: قوت ده‌ مرا از‌ جانب خود به‌ نيتى ‌و‌ قصدى راست- كه‌ اصلا در‌ خاطر من‌ شكى بر‌ امرى راه نيابد- ‌و‌ صبرى دائم- كه‌ اصلا جزع به‌ من‌ راه نيابد در‌ وقت وقوع مكاره بر‌ من‌ تا‌ از‌ مرتبه ‌ى‌ رضا. بى نصيب نباشم.
«و اعدنى من‌ سوء الرغبه ‌و‌ هلع اهل الحرص». الرغبه، من: رغب فيه رغبه: اراده. ‌و‌ سوء الاراده ما‌ خالف فيه النيه. ‌و‌ الهلع: افحش الجزع. ‌و‌ قد هلع- بالكسر- فهو هلع ‌و‌ هلوع. قاله فى الصحاح. ‌و‌ قيل فى قوله تعالى: (ان الانسان خلق هلوعا): اى: شحيحا جزوعا. من‌ الهلع، ‌و‌ هو شده الحرص ‌و‌ قله الصبر. ‌و‌ سئل بعض اهل البيان عن الهلوع فقال: ان‌ الله فسره فيما بعد بقوله: (اذا مسه الشر جزوعا ‌و‌ اذا مسه الخير منوعا»). ‌و‌ عن مقاتل: الهلوع دابه من‌ وراء جبل قاف ياكل كل‌ يوم سبع مفاوز من‌ الحشيش ‌و‌ يشرب سبع بحار من‌ الماء. شبه الله تعالى الانسان الحريص بها. قاله الطبرسى فى مجمع البيان. يعنى: در‌ پناه خود گير مرا از‌ رغبت بد- كه‌ ‌آن رغبتى بوده باشد در‌ مكافات ظلم- ‌و‌ از‌ بخل ‌و‌ كثرت جزع ‌و‌ كمى صبر اهل حرص ‌و‌ آز. ‌و‌ از‌ بعضى از‌ اهل علم ‌و‌ بيان مسئوول شد از‌ معنى هلوع، گفت كه: خداى تبارك ‌و‌ تعالى خود تفسير ‌آن نموده بعد از‌ آن، كه: چون برسد او‌ را‌ بدى، مانند فقر ‌و‌ مرض، جزع كننده باشد. ‌و‌ چون برسد او‌ را‌ خيرى ‌و‌ نيكى، مثل صحت ‌و‌ توانگرى، منع كننده باشد نفس خود را‌ از‌ طاعات ‌و‌ انفاق مال در‌ راه خداى. ‌و‌ منقول است از‌ مقاتل كه‌ هلوع جانورى است در‌ پس‌ كوه قاف كه‌ هر‌ روز هفت صحرا ‌و‌ بيابان را‌ از‌ گياه خالى كند- يعنى همه ‌ى‌ علفها را‌ بخورد- ‌و‌ هفت دريا را‌ از‌ آب خالى سازد ‌و‌ بياشامد. پس‌ حق تعالى آدمى حريص را‌ به‌ ‌آن تشبيه فرموده است. «و صور فى قلبى مثال ما‌ ادخرت لى من‌ ثوابك، ‌و‌ اعددت لخصمى من‌
جزائك ‌و‌ عقابك». ‌و‌ مصور ساز در‌ نفس ‌و‌ ذهن من‌ صورت ‌و‌ مثال آنچه ذخيره كرده اى از‌ براى من‌ از‌ ثوابها ‌و‌ عوضهاى خوب ‌و‌ مهيا كرده اى از‌ براى خصم ‌و‌ دشمن من‌ از‌ پاداش بد ‌و‌ عقاب خود. «و اجعل ذلك سببا لقناعتى بما قضيت ‌و‌ ثقتى بما تخيرت». ‌و‌ بگردان ‌آن را‌ سببى از‌ براى قناعت كردن من‌ به‌ آنچه حكم كرده اى ‌و‌ قضاى تو‌ به‌ ‌آن جارى گشته در‌ حق من‌ ‌و‌ اعتماد من‌ به‌ ‌آن چيزى است كه‌ اختيار كرده اى.
«آمين رب العالمين». يعنى: بار خدايا، اجابت كن دعاى مرا اى پروردگار عالميان. «و انت على كل‌ شى ء قدير». ‌و‌ تو‌ بر‌ همه چيز قادرى. مى كنى هر‌ آنچه مى خواهى بر‌ ‌آن وجهى كه‌ مى خواهى.

  ترجمه فارسی صحیفه سجادیه

ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ 2017-07-10 توسط best2


متن عربی حکمت نهج البلاغه وَ فِى حَدِيثِهِ عَلَيْهِ السَّلامُ: کَالْياسِرِ الْفالِجِ يَنْتَظِرُ أَوَّلَ فَوْزَةٍ مِنْ قِداحِهِ. -‏الْياسِرُونَ‏ هُمُ الَّذِينَ ‏يَتَضارَبُونَ‏ ‏بِالْقِداحِ‏ عَلَى ‏الْجَزُورِ، وَ الْفالِجُ: الْقاهِرُ الْغالِبُ، يُقالُ: قَدْ ‏فَلَجَ‏ عَلَيْهِمْ وَ فَلَجَهُمْ، قالَ الرّاجِزُ: لَمَّا رَأَيْتُ فالِجاً قَدْ فَلَجا.- ترجمه فارسی حکمت نهج البلاغه

ترجمه دشتی

روايتي ديگر از امام (ع) اميد به پيروزي مسلمان چونان تيرانداز ماهري است که انتظار دارد، در همان نخستين تيراندازي پيروز گردد. (ياسرون، کساني هستند که با تيرها بر سر شتري مسابقه مي‏دهند، و فالج يعني چيره‏دست پيروز، مي‏گويند. قد فلج عليهم و فلجهم. يعني بر آنان پيروز شدند، و آنان را مغلوب کردند، و در جنگ رجزخوان مي‏گويد: چيره‏دستي را ديدم که پيروز شد.

ترجمه فیض الاسلام


در گفتار آن حضرت عليه‏السلام است (در خطبه بيست و سوم درباره رشک نبردن): مانند قمار باخته غلبه‏جوي زبردست باشد که نخست فيروزي را از تيرهاي قمار خود منتظر است (پس کم بهره از نعمت دنيا نبايد بر ديگران رشک برد، بلکه بايد اندوه در دل راه ندهد و کوشش نمايد تا اقبالش رو آورد مانند قمار باخته زبردست که هميشه منتظر برون مي‏باشد. سيدرضي عليه‏الرحمه فرمايد:) ياسرون کساني هستند که با تيرهاي قمار بر سر شتري که مي‏خرند و مي‏کشند قمار مي‏کنند، و فالج غلبه‏جو و زبردست است، گفته مي‏شود: فلج عليهم و فلجهم يعني بر ياران غالب شد و از آنان برد، و رجز خواننده (در کارزار) گويد: لما رايت فالجا قد فلجا يعني هنگامي که ديدم غلبه کننده را که غالب شد.

ترجمه سید جعفر شهیدی

(و در حديث آن حضرت:) همچون قمارباز پيروز که انتظار پيروزي در دست نخستين خود برد. (ياسرون کساني هستند که تير قمار بر شتر نحر شده افکنند و فالج چيره پيروز است، گويند قد فلج عليهم بر آنان پيروز شد و فلجهم مغلوبشان گردانيد و راجز گفته است: چون فالجي را ديدم که غالب گرديد.)

ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ 2017-07-08 توسط best2


 

 

 

امواج مغناطیسی

 

 

می گویند ما در دنیایی از امواج و انرژی ها زندگی می كنیم، امواجی كه از منابعی مختلف و متفاوت در گوشه و كنار زندگی ما و حتی نزدیك تر مثلا در جیب ها یا كیف مان ساطع می شوند و هر روز در اخبار و مطالب تحقیقی از مضرات آنها نظیر تلفن همراه، تلویزیون، رادیو، رایانه و... می شنویم.

در واقع طبیعت ماده و انرژی است كه این دو به هم تبدیل می شوند. پس ما در اقیانوسی از انرژی ها زندگی می كنیم و این انرژی ها اشكال مختلف دارند. ما نسبت به بعضی انرژی ها، گیرنده های حساسی در بدن داریم. مثلا در خصوص نور مرئی، به محض این كه نور در چشم ما می زند، مردمك چشم بسته می شود و از چشم محافظت می كند در واقع گیرنده های بدن می فهمند كه این انرژی به ما تابیده است.

در مورد انرژی گرما هم به همین صورت است. وقتی نزدیك اجاق گاز می شوید، خیلی راحت می فهمید كه به بدن تان گرما می رسد، اما بعضی انرژی ها این گونه نیست و اگر مقدار خیلی زیادی از این انرژی ها حتی در حد مرگ به ما برسد گیرنده ای نداریم كه ما را خبردار كند. یكی از این اشكال، اشكال تشعشعات ناشی از مواد رادیواكتیو و تجهیزات و دستگاه هایی است كه این مواد در آنها به كار رفته یا تجهیزات و دستگاه هایی است كه در آنها جریان برق وجود دارد، یعنی اطراف شان میدان مغناطیسی وجود دارد، ذات الكترون این است كه از هر جا عبور كند، از هر رسانا و هادی كه حركت كند، اطراف خود ۲ میدان درست می كند؛ یكی میدان الكتریكی و دیگری میدان مغناطیسی.

در این دو میدان انرژی وجود دارد و از آنجا كه بدن ما انسان ها هادی است الكترون از آن عبور می كند. اگر ما در آن میدان قرار بگیریم، انرژی آن میدان به ما منتقل می شود. اطراف ما وسیله های برقی وجود دارند كه سبب ایجاد این ۲ میدان می شوند و اجسام هادی را تحت تاثیر خود قرار می دهند بسته به حجم و قدرت این میدان هاست كه ما در این میدان قرار می گیریم.

علی گورانی، كارشناس مسوول بهداشت پرتوها، در این باره  می گوید: بیشترین انرژی كه به بدن می رسد یا بدن را تحت تاثیر قرار می دهد، ناشی از پرتوهای یونیزان است كه از منابع طبیعی یا مصنوعی منتشر می شود.بیش از ۸۰ درصد این انرژی از طبیعت و فقط ۱۵ درصد آن ناشی از تجهیزات پزشكی است.

گورانی می افزاید: جالب است بدانید معمولا مردم تصور می كنند وسیله ای كه به برق اتصال دارد، اما خاموش است، میدان ندارد در حالی كه وسایل برقی در صورت خاموش بودن، همین كه پریز آنها به برق متصل باشد میدان الكتریكی را دارند. یعنی اگر سیم لباسشویی به پریز وصل باشد و دستگاه خاموش باشد، كودكی كه در كنار لباسشویی خوابیده است، در میدان الكتریكی قرار دارد. مثال دیگر كودكی است كه مقابل تلویزیون خاموش خوابش برده است. در خصوص لوازم خانگی كه الكتروموتور و سیم پیچ دارند، مثل سشوار، ماشین لباسشویی و جاروبرقی هم شدت میدان مغناطیسی بالاتر است.

او ادامه می دهد: شاید بسیاری از ما در مورد امواج خطرناك منتشر شده از دكل های فشار برق قوی مطالبی شنیده باشیم اما آیا می دانستید كه طبق نتایج تحقیقات علمی، میدان مغناطیسی یك سشوار روشن چندین برابر میدان مغناطیسی ایجاد شده در زیر یك دكل برق است؛ میدان مغناطیسی ناشی از ماشین لباسشویی نیز به همین گونه است.

گورانی تاكید می كند: بنابراین توصیه می شود هرگز كودك خود را در نزدیكی ماشین لباسشویی روشن نخوابانید. میدان مغناطیسی باعث گرم شدن بافت های بدن می شود، هرچه بافت دارای رگ و جریان خون كمتری باشد، میزان افزایش دمای آن بیشتر است. بنابراین باید با دقت كافی از این وسایل استفاده كرد.

● تلفن همراه، پرمصرف ترین

دكترعلی اكبر موسوی موحدی، استاد بیوشیمی از تلفن های همراه به عنوان یكی از پرمصرف ترین تجهیزات دارای امواج الكترومغناطیس نام می برد و می گوید: نقش منفی میدان های الكترومغناطیسی و اثرات سوء آن بر سیستم های زیستی به دلیل عدم دستورالعمل معین، آموزش صحیح بهره برداری و استفاده بهینه از سیستم های ارتباطی و مخابراتی به ویژه عدم آشنایی كاربران از تداخل و تزاحم های استفاده همزمان تلفن همراه با وسایل دیگر مانند رایانه، میكروفر، تلویزیون، استفاده از داروهای خاص یا داشتن بیماری است.

او ادامه می دهد: اثر سوء میدان های الكترومغناطیسی به ویژه میدان تلفن همراه به صورت فزاینده نقش تخریبی در بدن، ارگانیسم ها، بافت ها، سلول ها و ماكروملكول های حیاتی مانند DNA، پروتئین ها و آنزیم ها خواهد داشت.

به گفته موسوی نباید به تلفن همراه به عنوان وسیله ای بی خطر نگاه كرد و هر كس هر اندازه كه تمایل داشت از آن استفاده كند؛ بلكه كاربرد تلفن همراه باید همانند مصرف دارو، محدود و كنترل شده و اصطلاحا دارای دوز مشخص باشد؛ به طوری كه یك فرد تنها ساعاتی از روز را می تواند از تلفن همراه استفاده كند و پس از آن حق استفاده دوباره از آن را نخواهد داشت.استاد مركز تحقیقات بیوشیمی ــ بیوفیزیك دانشگاه تهران تصریح می كند: مساله مهم دیگری كه باید مورد توجه محققان قرار بگیرد، دوز مشخص استفاده از تلفن همراه برای مبتلایان به بیماری های گوناگون است؛ مثلا، میزان استفاده از تلفن همراه در افراد دیابتی كه در برابر امواج آسیب پذیرتر از افراد سالم هستند، باید متفاوت باشد.

● چه باید كرد؟

از سال ۹۶ این دلهره جهان را فراگرفت كه واقعا این پرتوها چه بلایی سر ما می آورند به كمك سازمان ملل، آژانس های ملی و منطقه ای و تحقیقاتی و سازمان بهداشت جهانی پروژه ای به اسم EMF یعنی پروژه بین المللی فیلدهای الكترومغناطیس تعریف كردند و نتیجه این تحقیقات این شد كه لازم نیست مردم بترسند، اما باید احتیاط كنند.كارشناس مسوول بهداشت پرتوها در وزارت بهداشت ادامه می دهد: مثلا گفتند ما نتوانستیم ثابت كنیم تلویزیونی كه مردم ۵۰ سال از آن استفاده كرده اند، آیا مردم را به سرطان مبتلا كرد یا نه. اما بنا بر اطلاعات موجود، عقل سلیم حكم می كند خود را در معرض آن قرار ندهیم.

به گفته گورانی، تا می شود نباید از دستگاه هایی نظیر تلویزیون یا تلفن همراه استفاده كرد اما اگر نمی توانید باید فاصله تان را از این وسایل زیاد كنید و سعی كنید بین خود و منبع انرژی مانع یا حفاظ ایجاد كنید. هر پرتو حفاظ مخصوص خود را دارد، مثلا در رادیولوژی ها می گویند سرب كوبی كنید. دیوار همه رادیولوژی ها از سرب است. وقتی شما پشت دیوار هستید فاصله تان از منبع خیلی كوتاه است، اما چون مانع دارید ترس ندارید. وی می افزاید: تا جایی كه امكان دارد، استفاده نكنیم. اگر استفاده كردیم، تا جایی كه ممكن است از ما دور باشد، حالا كه نمی شود دور شود، تا جایی كه می شود حفاظ ایجاد كنیم؛ یعنی از تمركز انرژی به قسمت خاصی از بدن جلوگیری كنیم.مثلا یكی از حفاظ های تلفن همراه این است كه هنگام صحبت، از پخش كننده صدا استفاده كنیم و در واقع سبب پراكندگی انرژی شویم. براساس منابع مطالعات و آمارهای موجود در این زمینه، سرطان های زیادی را به تلفن همراه ربط می دهند...../تحلیل:جام جم



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ 2017-07-05 توسط best2


ترجمه فارسی نهج البلاغه سفارش به تقوا
مي‏داند فرياد ددان را در بيابانها و نافرماني بندگان را در نهانها، و آمد شد ماهيان را به درياهايي با آب فراوان، و به هم کوفتن آب را بر اثر بادهاي سخت وزان. و گواهي مي‏دهم که محمد (ص) گزيده خداست، و رساننده وحي او و رسول رحمت او بر ماست.
اما بعد، سفارش مي‏کنم شما را به ترس از خدايي که آفرينشتان را آغاز فرمود، و بازگشتنتان بدو خواهد بود. روايي حاجت شما از اوست، و نهايت رغبتتان به درگاه اوست. مقصد راه شما به پيشگاه او منتهي شود، و پناهگاهتان سايه رحمت او بود. داروي درد دلهاتان ترس از خداست، و ترس از خدا موجب بينايي درونهاي کور شماست، و درمان بيماري کالبدهاتان و زداينده فساد سينه‏هاتان. پليديهاي جانهاتان را پاک کننده است، و تاريکي ديده‏هاتان را روشني بخشنده. و بيم و نگراني دلتان را ايمني، و در تاريکي- ناداني- شما را روشني. پس فرمانبرداري خدا را پوشش جان کنيد. نه رويه کار سازيد- که براي ديدن مردمان کنيد-. و به درون فرمانبردار باشيد نه در برون، چنانکه فرمانبرداري ميان پهلوها و پشت شما بود- بسان پي و رگ و خون- و بر سر همه کارهاتان اميرش نماييد، و آبشخوريش- سازيد- براي روزي که بدآن درمي‏آييد. و ميانجيي براي حاجت روا گرديدن، و سپري براي روز ترسيدن، و درون گورها را چراغ روشنايي، و آرامشي به هنگام وحشت دراز و بيم تنهايي، و زداينده غم در منزلهاي اين جهانتان- و پس از مردن هم- که همانا فرمانبرداري خدا پناه از مهلکه‏هاي نهان است، و از ترسگاهها که بيم افتادن در آن است، و از گرمي آتشها که سخت سوزان است. پس آن که به تقوا کوشد سختيها از او روي پوشد از آن پس که نزديک مي‏نمود، و کارها بر وي شيرين شود، از آن پس که تلخ مي‏بود. و موجهاي انباشته- بلا- از او بگشايد، و آنچه سخت بود براي او آسان نمايد. باران پيوسته مکرمت از پس باز ايستادن بر او ببارد، و رحمت رويگردان بدو روي آرد. چشمه نعمت براي وي روان گردد، و نم نم باران برکت، درشت قطره شود و بر او ريزان. پس بترسيد از خدايي که شما را از موعظت خود بهره‏مند ساخت، و با فرستادن - پيامبرانش- پند داد، و با نعمت خود رشته منت به گردنتان انداخت. پس خود را با پرستش او خوار داريد و حق طاعتش را بگزاريد.
ديگر اينکه اين اسلام دين خداست که آن را براي خود گزيد، و به ديده عنايت خويشش پروريد، و بهترين آفريدگان خود را مخصوص- رساندن- آن- به مردمان- گردانيد. ستونهاي آن را بر دوستي خود استوار داشت، و با عزت آن ديگر دينها را خوار، و به سربلندي آن ديگر ملتها را پست و بي‏مقدار، و به ارجمندي آن دشمنانش را بي اعتبار، و با ياري کردن آن مخالفانش را واگذارد، و ياري ننمود، و با استواري پايه‏اش پايه‏هاي گمراهي را ويران فرمود. و تشنگان- حکمت- را از آبدانهايش سيراب کرد و آبگيرهاي - آن- را براي بردارندگان آب- معرفت- پر آب. پس چنانش برپا داشت که نه دستاويزش بريدني باشد، و نه حلقه‏هايش گشودني، و نه پايه‏هايش ويران شدني، و نه ستونهايش برافکندني، و نه درخت آن از ريشه برآيد و نه زمانش به سر آيد. و نه راههايش پي سپر روزگار گردد و نه شاخه‏هايش بريدني و نه راههايش تنگ و- ديرگذار-، و نه پيمودن همواريهايش دشوار. نه سپيدي روشنش را سياهي فراگيرد، و نه راستي‏اش کجي پذيرد. چون چوب خشک خمش نتوان کرد، و گذرگاهش را بي دشواري توان سپرد. چراغش نميرد و شيريني‏اش چاشني تلخي نگيرد. پس اسلام ستونهاست که خدا پايه‏هايش را بر حق استوار کرد و اساس آن را پايدار کرد، و چشمه‏هاست نهرهايش پر آب و جوشان، و چراغهاست روشنايي آن تابان، و نشانه‏هاست که ديده بدان نهند و از دره‏هايش بگذرند، و آبشخورهاست که در شوندگان بدان سيراب شوند. خدا نهايت خشنودي خود را در اسلام قرار داده و فرازترين نقطه ستونهاي - شرع- در اين دين ايستاده، و بالاترين مقام طاعتش را در پيروي آن نهاده. پس اسلام نزد خدا استوار پايه است و افراشته بنيان، برهانش روشن است و روشني‏اش تابان، قدرتش ارجمند است و نشانه‏هايش بلند و درافتادن با آن ناممکن- و مايه ريشخند-. پس آن را بزرگ بشماريد، و پيرويش کنيد و حق آن را بگزاريد، و در جايي که شايسته آن است فرودش آريد.
پس خدا محمد را که درود وي بر او و ياران او باد به حق برانگيخت، آنگاه که پايان دنيا نزديک بود و آخرت روي آور و جهان پس از روشني و زيبايي، تاريک. زندگي مردمش دشوار، و آرام جاي آنان ناهموار، جهان به نيستي و فرو ريختن نزديک گرديده، مدت آن به سر رسيده، و نشانه‏هاي آن پديد و پيوند مردمش با آن بريده، و حلقه‏هاي پيوندشان از هم دريده، و اسباب از هم گسيختگي‏شان بسيار، و نشانه‏هاي رستگاري ناپايداري، و زشتيهاي دنيا آشکار، رشته عمرش کوتاه- و به سر رسيدنش نمودار-. اين هنگام خدا او را مامور رساندن شريعت - به مردمان- کرد و موجب ارجمندي امت، و بهار مردم زمانش، و مايه سربلندي يارانش، و موجب شرف ياورانش. پس فرو فرستاد بر او قرآن را، نوري که چراغهاي آن فرو نميرد، و چراغي که افروختگي‏اش کاهش نپذيرد، و دريايي که ژرفاي آن کس نداند، و راهي که پيمودنش رهرو را به گمراهي نکشاند. و پرتوي که فروغ آن تيرگي نگيرد، و فرقاني که نور برهانش خاموش نشود، و تبياني که ارکانش ويراني نپذيرد، و بهبوديي که در آن بيم بيماري نباشد، و ارجمنديي که يارانش را شکست و ناپايداري نباشد، و حقي که ياورانش را زيان و خواري نباشد. پس قرآن معدن ايمان است و ميانجاي آن، و چشمه‏سار دانش است و درياهاي آن، و باغستان دادست و آبگيرهاي آن، و بنياد اسلام است و بنلاد استوار آن. واديهاي حقيقت است و سبزه‏زارهاي آن، و دريايي است که بردارندگان آب آن را خشک نگردانند، و چشمه‏سارهاست که آب کشندگان، آب آن را به ته نرسانند، و آبشخورهاست که در آيندگان آب آن را کم نکنند، و منزلگاههاست که مسافران راهش را گم نکنند، و نشانه‏هاست که روندگان از نظرش دور ندارند، و پشته‏هاست که روي آورندگان از آن نگذرند و آن را نگذارند. خدايش مايه سيرابي دانشمندان کرده است، و بهار دلهاي فقيهان و مقصد راههاي پارسايان، و دارويي که از پس آن بيماري نيست و نوري که با آن تاري نيست، و ريسماني که گرفتنگاه آن استوار است و پناهگاهي که قله آن پناهنده را نگاهدارست، و ارجمندي هر که با او دوستي ورزد و امان آن کس که بدان درشود، و راهنماي هر که بدان اقتدا کند، و عذرخواه آن که آن را مذهب خود گيرد و برهان هر کس که بدان سخن گويد و آن را پذيرد، و گواه هر که در مخاصمت پشتيبان خويشش شمارد، و پيروزي آن کس که بدان حجت آرد، و راهبر آن که آن را به کار دارد و برنده آن که آن را کار فرمايد، و نشان آن کس که در آن بنگرد چنانکه بايد،و نگاهدار کسي که خود را بدان از آسيب پايد، و دانش کسي که آن را نيک به خاطر سپارد، و حديث کسي که از آن روايت کند، و حکم آن کس که خواهد حکم دهد. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: ) يَعْلَمُ عَجِيجَ الْوُحُوشِ فِى الْفَلَواتِ، وَ مَعاصِىَ الْعِبادِ فِى الْخَلَواتِ، وَ اخْتِلافَ ‏النِّينانِ‏ فِى الْبِحارِ الْغامِراتِ، وَ تَلاطُمَ الْماءِ بِالرِّياحِ الْعاصِفاتِ، وَ أَشُهَدُ أَنَّ مُحَمِّداً ‏نَجِيبُ‏ اللَّهِ، وَ سَفِيرُ وَحْيِهِ، وَ رَسُولُ رَحْمِتِهِ.
أَمَّا بَعْدُ، ‏فَأُوصِيکُمْ‏ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِى ابْتَدَأَ خَلْقَکُمْ، وَ إِلَيْهِ يَکُونُ مَعادُکُمْ، وَ بِهِ نَجاحُ طَلِبَتِکُمْ، وَ إِلَيْهِ مُنْتَهى رَغْبَتِکُمْ، وَ نَحْوَهُ قَصْدُ سَبِيلِکُمْ، وَ إِلَيْهِ ‏مَرامِى‏ ‏مَفْزَعِکُمْ‏. فَإِنَّ تَقْوَى اللَّهِ دَواءُ داءِ قُلُوبِکُمْ، وَ بَصَرُ عَمى أَفْئِدَتِکُمْ، وَ شِفاءُ مَرَضِ أَجْسادِکُمْ، وَ صَلاحُ فَسادِ صُدُورِکُمْ، وَ طَهُورُ دَنَسِ أَنْفُسِکُمْ، وَ جِلاءُ ‏غِشاءِ أَبْصارِکُمْ، وَ أَمْنُ فَزَعِ ‏جَأشِکُمْ‏، وَ ضِياءُ سَوادِ ظُلْمَتِکُمْ. فَاجْعَلُوا طاعَةَ اللَّهِ ‏شِعاراً دُونَ ‏دِثارِکُمْ‏، وَ دَخِيلًا دُونَ شِعارِکُمْ، وَ لَطِيفاً بَيْنَ أَضْلاعِکُمْ، وَ أَمِيراً فَوْقَ أُمُورِکُمْ، وَ ‏مَنْهَلًا لِحِينِ وَرُودِکُمْ، وَ شَفِيعاً ‏لِدَرْکِ‏ ‏طَلِبَتِکُمْ‏، وَ ‏جُنَّةً لِيَوْمِ فَزَعِکُمْ، وَ مَصابِيحَ لِبُطُونِ قُبُورِکُمْ، وَ سَکَناً لِطُولِ وَحْشَتِکُمْ، وَ نَفَساً لِکُرَبِ مَواطِنِکُمْ، فَإِنَّ طاعَةَ اللَّهِ حِرْزٌ مِنْ مَتالِفَ مُکْتَنِفَةٍ، وَ مَخاوِفَ مُتَوَقَّعَةٍ، وَ ‏أُوارِ نِيرانٍ مُوقَدَةٍ. فَمَنْ أَخَذَ بِالتَّقْوى ‏عَزَبَتْ‏ عَنْهُ الشَّدائِدُ بَعْدَ دُنُوِّها، وَ احْلَوْلَتْ لَهُ الْأُمُورُ بَعْدَ مَرارَتِها، وَ انْفَرَجَتْ عَنْهُ الْأَمْواجُ بَعْدَ تَراکُمِها، وَ أَسْهَلَتْ لَهُ الصِّعابُ بَعْدَ ‏إِنْصابِها، وَ هَطَلَتْ عَلَيْهِ الْکَرامَةُ بَعْدَ قُحُوطِها، وَ ‏تَحَدَّبَتْ‏ ‏عَلَيْهِ‏ الرَّحْمَةُ بَعْدَ نُفُورِها، وَ تَفَجَّرَتْ عَلَيْهِ النِّعَمُ بَعْدَ ‏نُضُوبِها، وَ ‏وَبَلَتْ‏ عَلَيْهِ الْبَرَکَةُ بَعْدَ ‏إِرْذاذِها. فَاتَّقُواْ اللَّهَ الَّذِى نَفَعَکُمْ بِمَوْعِظَتِهِ، وَ وَعَظَکُمْ بِرِسالَتِهِ، وَ امْتَنَّ عَلَيْکُمْ بِنِعْمَتِهِ، فَعَبِّدُوا أَنْفُسَکُمْ لِعِبادَتِهِ، وَ اخْرُجُوا إِلَيْهِ مِنْ حَقِّ طاعَتِهِ.
ثُمَّ إِنَّ هَذَا الْإِسْلامَ دِينُ اللَّهِ الَّذِى اصْطَفاهُ لِنَفْسِهِ، وَ اصْطَنَعَهُ عَلى عَيْنِهِ، وَ ‏أَصْفاهُ‏ ‏خِيَرَةَ ‏خَلْقِهِ‏، وَ أَقامَ دَعائِمَهُ عَلى مَحَبَّتِهِ، أَذَلَّ الْأَدْيانَ ‏بِعِزِّهِ‏ وَ وَضَعَ الْمِلَلَ ‏بِرَفْعِهِ‏، وَ أَهانَ أَعْداءَهُ بِکَرامَتِهِ، وَ خَذَلَ ‏مُحادِّيهِ‏ بِنَصْرِهِ، وَ هَدَمَ أَرْکانَ الضَّلالَةِ ‏بِرُکْنِهِ‏، وَ سَقى مَنْ عَطِشَ مِنْ حِياضِهِ، وَ ‏أَتْأَقَ‏ الْحِياضَ ‏‏بِمَواتِحِهِ‏‏. ثُمَّ جَعَلَهُ لَا انْفِصامَ لِعُرْوَتِهِ، وَ لا فَکَّ لِحَلْقَتِهِ، وَ لَا انْهِدامَ لِأَساسِهِ، وَ لا زَوالَ لِدَعائِمِهِ، وَ لَا انْقِلاعَ لِشَجَرَتِهِ، وَ لَا انْقِطاعَ لِمُدَّتِهِ، وَ لا ‏عَفاءَ لِشَرائِعِهِ، وَ لا ‏جَذَّ لِفُرُوعِهِ، وَ لا ‏ضَنْکَ‏ لِطُرُقِهِ، وَ لا ‏وُعُوثَةَ لِسُهُولَتِهِ، وَ لا سَوادَ ‏لِوَضَحِهِ‏، وَ لا عِوَجَ لِانْتِصابِهِ، وَ لا ‏عَصَلَ‏ فِى عُودِهِ، وَ لا ‏وَعْثَ‏ ‏لِفَجِّهِ‏، وَ لَا انْطِفاءَ لِمَصابِيحِهِ، وَ لا مَرارَةَ لِحَلاوَتِهِ. فَهُوَ دَعائِمُ ‏أَساخَ‏ فِى الْحَقِّ ‏أَسْناخَها، وَ ثَبَّتَ لَها أَساسَها، وَ يَنابِيعُ غَزُرَتْ عُيُونُها، وَ مَصابِيحُ ‏شُبَّتْ‏ ‏نِيرانُها، وَ ‏مَنارٌ اقْتَدى بِها ‏سُفَّارُها، وَ ‏أَعْلامٌ‏ قُصِدَ بِها فِجاجُها، وَ مَناهِلُ رَوِىَ بِها وُرَّادُها جَعَلَ اللَّهُ فِيهِ مُنْتَهى رِضْوانِهِ، وَ ذِرْوَةَ دَعائِمِهِ، وَ سَنامَ طاعَتِهِ. فَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ وَثِيقُ الْأَرْکانِ، رَفِيعُ الْبُنْيانِ، مُنِيرُ الْبُرْهانِ، مُضِى‏ءُ النِّيرانِ، عَزِيزُ السُّلْطانِ، ‏مُشْرِفُ‏ ‏الْمَنارِ، ‏مُعْوِزُ ‏‏الْمَثارِ‏، فَشَرِّفُوهُ، وَ اتَّبِعُوهُ، وَ أَدُّوا إِلَيْهِ حَقَّهُ، وَضَعُوهُ ‏مَواضِعَهُ‏.
ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً -صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ- بِالْحَقِّ حِينَ دَنا مِنَ الدُّنْيَا الْإِنْقِطاعُ، وَ أَقْبَلَ مِنَ الْآخِرَةِ ‏الْإِطِّلاعُ‏، وَ أَظْلَمَتْ بَهْجَتُها بَعْدَ إِشْراقٍ، وَ قامَتْ بِأَهْلِها عَلى سَاقٍ، وَ ‏خَشُنَ‏ ‏مِنْها ‏مِهادٌ، وَ ‏أَزِفَ‏ مِنْها ‏قِيادٌ، فِى انقِطاعِ مِنْ مُّدَّتِها، وَ اقْتِرابٍ مِنْ ‏أَشْراطِها، وَ ‏تَصَرُّمٍ‏ مِنْ أَهْلِها، وَ ‏انْفِصامٍ‏ مِنْ حَلْقَتِها، وَ ‏انْتِشارٍ مِنْ ‏سَبَبِها، وَ ‏عَفاءٍ ‏مِنْ‏ ‏أَعْلامِها، وَ تَکَشُّفٍ مِنْ عَوْراتِها، وَ قِصَرٍ مِنْ طُولِها. جَعَلَهُ اللَّهُ سُبْحانَهُ بَلاغاً لِرِسالَتِهِ، وَ کَرامَةً لِأُمَّتِهِ، وَ رَبِيعاً لِأَهْلِ زَمانِهِ، وَ رِفْعَةً لِأَعْوانِهِ، وَ شَرَفاً لِأَنْصارِهِ. ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْهِ الْکِتابَ نُوراً لا تُطْفَأُ مَصابِيحُهُ وَ سِراجاً لا يَخْبُو تَوَقُّدُهُ، وَ بَحْراً لا يُدْرَکُ قَعْرُهُ، وَ ‏مِنْهاجاً لا يَضِلُّ ‏نَهْجُهُ‏، وَ شُعاعاً لا يُظْلِمُ ضَوْؤُهُ، وَ فُرْقاناً لا يَخْمَدُ بُرْهانُهُ وَ ‏بُنْياناً لا تُهْدَمُ أَرْکانُهُ، وَ شِفاءً لا تُخْشى أَسْقامُهُ، وَ عِزّاً لا تُهْزَمُ أَنْصارُهُ، وَ حَقّاً لا تُخْذَلُ أَعْوانُهُ. فَهُوَ مَعْدِنُ الْإِيمانِ وَ ‏بُحْبُوحَتُهُ‏، وَ يَنابِيعُ الْعِلْمِ وَ بُحُورُهُ، وَ ‏رِياضُ‏ الْعَدْلِ وَ ‏غُدْرانُهُ‏، وَ ‏أَثافِىّ‏ الْإِسْلامِ وَ بُنْيانُهُ، وَ أَوْدِيَةُ الْحَقِّ وَ ‏غِيطانُهُ‏، وَ بَحْرٌ لا ‏يَنْزِفُهُ‏ ‏الْمُسْتَنْزِفُونَ‏، وَ عُيُونٌ ‏لا ‏يُنْضِبُهَا ‏الْماتِحُونَ‏، وَ مَناهِلُ لا ‏يُغِيضُهَا الْوارِدُونَ، وَ مَنازِلُ لا يَضِلُّ نَهْجَهَا الْمُسافِرُونَ، وَ أَعْلامٌ لا يَعْمى عَنْهَا السَّائِرُونَ، وَ ‏‏آکامٌ‏‏ لا ‏يَجُوزُ ‏‏عَنْهَا‏ الْقاصِدُونَ. جَعَلَهُ اللَّهُ رِيّاً لَعَطَشِ الْعُلَماءِ، وَ رَبِيعاً لَقُلُوبِ الْفُقَهاءِ، وَ ‏مَحاجّ‏ لِطُرُقِ الصُّلَحاءِ، وَ دَواءً لَيْسَ بَعْدَهُ داءٌ، وَ نُوراً لَيْسَ مَعَهُ ظُلْمَةٌ، وَ حَبْلًا وَثِيقاً عُرْوَتُهُ، وَ مَعْقِلًا مَنِيعاً ذِرْوَتُهُ، وَ عِزّاً لِمَنْ تَوَلَّاهُ، وَ سِلْماً لِمَنْ دَخَلَهُ، وَ هُدىً لِمَنِ ائْتَمَّ بِهِ، وَ عُذْراً لِمَنِ انْتَحَلَهُ. وَ بُرْهاناً لِمَنْ تَکَلَّمَ بِهِ، وَ شاهِداً لِمَنْ خاصَمَ بِهِ، وَ ‏‏فَلْجاً‏ لِمَنْ حاجَّ بِهِ، وَ حامِلًا لِمَنْ حَمَلَهُ، وَ مَطِيَّةً لِمَنْ أَعْمَلَهُ، وَ ايَةً لِمَنْ تَوَسَّمَ، وَ ‏جُنَّةً لِمَنْ ‏اسْتَلْأَمَ‏، وَ عِلْماً لِمَنْ وَعى، وَ حَدِيثاً لِمَنْ رَوى، وَ حُکْماً لِمَنْ ‏قَضى.

ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ 2017-07-03 توسط best2
آخرین اخبار
11 منطقه دیگر در سوریه به عملیات آشتی پیوستند
لوگوی پیراهن های تیم ملی جوانان هم پنهان شد!
نام سید جلال در کنار رونالدو، اینیستا،پوگبا و لواندوفسکی!
بحران اقتصادی چیست؟؟
اعلام اسامی محرومان هفته هشتم
شهرداری تهران آماده همکاری با کانون پرورش فکری است
شهاب حسینی به آمریکا مهاجرت می کند؟
رپورتاژ
فال حافظ
فروش جوجه بوقلمون - اردک - مرغ بومی - شترمرغ
انجام پایان نامه ارشد
معرفی تورهای ارزان شهرهای آنتالیا استانبول و اروپا روسیه
نکاتی در باره کامل بودن تجهیزات تالار عروسی
بلیط های چارتری ارزان قیمت
بهترین روش انتخاب آتلیه عروس
طراحی سایت اصفهان |طراحی سایت حرفه ای | سئو تضمینی سایت
معرفی جاذبه های گردشگری گلستان شهرکرد و تور نوروز ۹۶ قشم کیش مشهد
درباره اتوبار گلها تهران
بازی اندروید
هدایای تبلیغاتی
دانلود آهنگ جدید
مدل لباس عروس
چگونگی افزایش زیبایی با جراحی زیبایی
راهکار های یافتن بهترین جراح پلاستیک
همه چیز در مورد جراحی بینی
مطالب لادین
بهترین مطالب در سایت تفریحی دلبرانه
فست سئو یعنی استراتژی، نظم و صبر

لینک های مفید
برنامه تمرینی بدنسازی | آموزش مجازی | بیوگرافی ۹۸ | تجهیزات تالار |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ